زندگی و شعر غاده السّمان شاعرۀ سوری (1942)
*در جهان عرب، تنها شاعر و نویسنده ای که زنانه می نویسد و می سراید خانم غاده السّمان شاعرۀ سوری است. شاید بتوان او را پرکارترین زنان اهل قلم در جهان عرب به شمار آورد و نیز یکی از آگاه ترین افراد به مسایل زنان عرب.
*درخشش او چه در عرصه شعر و چه در داستان نویسی
ممتاز است. آثار او به بیشتر زبان های زنده دنیا ترجمه شده است.
*غاده السّمان در نامه ای که به تاریخ 10/10/1988
از پاریس برایم نوشته است [به عبدالحسین فرزاد] خود را اینگونه معرفی می کند: (خلاصه شده)
*در دمشق از پدر و مادری سوری زاده شدم. پدرم مرحوم دکتر احمد السّمان رئیس دانشگاه سوریه و وزیر آموزش و پرورش بود.
*از دانشگاه سوریه با مدرک لیسانس در ادبیات انگلیسی فارغ التحصیل شدم. سپس دوره فوق لیسانس را در دانشگاه آمریکایی بیروت ادامه دادم. بعد از آن در دانشگاه لندن دوره دکتری ادبیات را پی گرفتم که هنوز از رساله ام دفاع نکرده ام.
*اولین کتاب من «عیناک قدری» (چشمانت سرنوشت من است) در 1963 منتشر شد.
*بسیاری از کارهای من و قصه های کوتاهم به زبانهای انگلیسی، فرانسوی، آلمانی، روسی، یوگسلاوی، لهستانی، ایتالیایی، اسپانیایی، ارمنی و... ترجمه شده است.
*اگر زبان «آدونیس» را به زبان «احمد شاملو» مانند بدانیم، زبان «غاده السّمان» به زبان ساده و روان «فروغ فرخزاد» ماننده است.
غاده السّمان
مباد که به تو اعتماد کنم
آنگاه که دستانم را فشردی
ترسیدم
مبادا انگشتانم را بدزدی
و چون بر دهانم بوسه زدی
دندانهایم را شمردم
فروغ فرخ زاد
و این جهان پر از صدای حرکت پاهای مردمی است
که همچنان که ترا می بوسند
در ذهن خود طناب دار تو را می بافند...
اشعار او
هرگاه تو را می طلبم
و درباره تو می نویسم
قلم در دستم
به گلی سرخ بدل می شود
* * *
اینکه با تو باشم و با من باشی
و با هم نباشیم
جدائی همین است
* * *
اگر انتظار تو نبود
بر ساحل فرو می افتادم
همچون بمبی یاوه
که به هدف نخورده است
* * *
پس مرا دوست بدار
آنچنانکه هستم
و در به بند کشیدن روح و نگاه من مکوش
مرا بپذیر
به سان آبشارها، بند آب ها، دریاچه ها
و بدان که چگونه راهم را
به سوی پذیرش بی نهایت می یابم